خط خطی های رها

طبیبم!

 

 

 اگر دردم یکی بودی چه بودی

اگر غم اندکی بودی چه بودی

به بالینم حبیبم یا طبیبم

از این دو گر یکی بودی چه بودی

 

 

[ ۱۳٩٢/۱۱/۱٩ ] [ ۱:۳٦ ‎ب.ظ ] [ رها ] [ نظرات () ]


تو که باشی بس است!

 

تو که باشی بس است!

مگر من جز " نفس "

چه می خواهم!

[ ۱۳٩٢/۱۱/۱۱ ] [ ٢:۱٢ ‎ق.ظ ] [ رها ] [ نظرات () ]


7بهمن روز تولد تو


 

روز تولدت شد و نیستم اما کنار تو

کاشکی میشد که جونمو هدیه بدم برای تو

درسته ما نمیتونیم این روزو پیش هم باشیم

بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم

 میخوام برات تو رویاهام جشن تولد بگیرم

از لحظه لحظه های جشن تو خیالم عکس بگیرم

من باشم و تو باشی و فرشته های آسمون

چراغونی جشنمون ، ستاره های کهکشون

به جای شمع میخوام برات غمهاتو آتیش بزنم

هر چی غم و غصه داری یک شبه آتیش بزنم

تو غمهاتو فوت بکنی ، منم ستاره بیارم

اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بکارم

کهکشونو ستاره هاش دریا و موج و ماهیاش

بیابونا و برکه هاش ، بارون و قطره قطره هاش

با هفت تا آسمون پر از گلای یاس و میخک

بال فرشته ها و عشق و اشتیاق و پولک

عاشقتو یه قلب بی قرار و کوچک

فقط می خوان بهت بگن : تولدت مبارک !

 

بهانه ی نفس کشیدنم,روز میلادت مبارکقلببغل

[ ۱۳٩٢/۱۱/٧ ] [ ٢:٤٢ ‎ب.ظ ] [ رها ] [ نظرات () ]


سر وقت...

 

خدایا!

من که غصه هایم را "سر وقت"می خورم,پس

چرا تنهاییم خوب نمی شود!؟

[ ۱۳٩٢/۱۱/٥ ] [ ٥:٢٤ ‎ب.ظ ] [ رها ] [ نظرات () ]


از تمام بودنی ها...

 

 "از تمام بودنی ها"

تو یکی از انِ من باش

که به غیر با تو بودن

دلم ارزو ندارد!

 

.

.

دلم با تو بودن را می خواهد!

 

 

 

 تا می خوام ازش دل بکنم

صبر میاد!

چه قدر این عطسه های زمستونی را

دوست دارم...بغل

[ ۱۳٩٢/۱۱/٢ ] [ ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ ] [ رها ] [ نظرات () ]