خط خطی های رها

شبی غمگین...

 
 
شبی غمگین
شبى بارانى وسرد،
مرادرغربت فردا رهاکرد،
دلم درحسرت دیدار او ماند،
مراچشم انتظارکوچه هاکرد
به من میگفت "تنهایى" غریب است،ببین باغربتش بامن چه هاکرد!
تمام هستیم بود و ندانست،که درقلبم چه آشوبی به پاکرد،
او هرگز شکستم را نفهمید ،
اگرچه تا ته دنیا صدا کرد...!
[ ۱۳٩۳/۱/۱٢ ] [ ٢:٢٠ ‎ب.ظ ] [ رها ] [ نظرات () ]


بهار امد,اما بی تو

 

 

 بهارامد…
و اینجا کسی هست
که به اندازه شکوفه های
بهاری برایت آرزوهای خوب دارد…

[ ۱۳٩۳/۱/۱ ] [ ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ ] [ رها ] [ نظرات () ]