جنس حالم...

 

 

 نه تلخم نه شیرین

مزه ی بی تفاوتی می دهم!

این روزها

 

جنس حالم زیاد مرغوب نیست!

 

 

کلاغ

به خانه ات برس

قصه ی من تمام شد!

 

 

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرناز

خدایا بت بود ؛ “بت شکن” فرستادی من پر از بغضم ”بغض شکن” هم داری . . . ؟[گل][گل][گل][گل]

فرناز

. . چقدر کم توقع شده ام نه آغوشت را می خواهم نه یک بوسه نه دیگر بودنت را.. همین که بیایی و از کنارم رد شوی کافیست مرا به آرامش می رساند…. حتی اصطحکاک سایه هایمان… کافیست

مرمری

سلام عزیزم...[بغل][ماچ][قلب] تورو خدا یه پست یه کم شاد بذار...فقط یه کم شاد...[نگران] خوب من دلممیشکنه اگه توغصه بخوری رهای نازنینم[بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل]استخونات شکستن؟؟[نگران]....ببخشید دست خودم نبود[شرمنده] آخه دوستت دارم عزیز دلممممممممممم[قلب][ماچ][قلب][ماچ][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

عسل

ای جانم [نگران]زیبا و غمگین بود عزیزم[افسوس][گل][قلب]

عسل

این روزها من خدای سکوت شده ام خفقان گرفته ام تا ارامش اهالی دنیا خط خطی نشود.. اینجا زمین است رسم ادمهایش عجیب است اینجا گم که میشوی بجای اینکه دنبالت بگردند فراموشت میکنند...[افسوس]

محمد عباس آبادی

اگه قرار بود کلاغه به خونه اش برسه که دیگه زندگی قصه ها بی معنی میشود .... اما چقدر بده که ما برای آموزش و سرگرمی بچه هامون از کلاغ قصه بد میگیم و اونو همیشه تو راه رسیدن میزاریم .

رضا

[نگران][ناراحت]

iman

وبلاگت قشنگ بود....موفق باشی[گل]